ببین ساختن چقد سخته

نمیدونم تعبیر شما از تنهایی چیه.. اصلاً تعبیری ازش به ذهنتون میرسه یا نه.. اما احتمالاً تعریف ما از تنهایی زمین تا آسمون با هم فرق داره.

همه ی آدما که پشت ندارن. همه که تکیه گاه ندارن..

دختر که باشی، باید تکیه کنی. اصلاً قشنگ تر اینه که تکیه کنی... اینجوری لطیف تره. آروم تره.

من از روزی که دختر بودنم رو درک کردم، یاد گرفتم به خودم تکیه کنم. تحمل وزن خود آدم که به خود آدم تکیه میکنه سخته.. اما شدنیه.

از روزی که دختر بودنم رو درک کردم، دنبال مردونگی گشتم. که سخت شم. که محکم شم. دارم یاد میگیرم که خودم باشم و زندگی بسازم. برای خودم. عشق توی قلبم. مادرم و همه ی عزیزانم.

الآن خیلی آهسته قدم برمیدارم، اما در حرکتم.

از سن کم شروع کردم به تکاپو و جنگیدم و سعی کردم بسازم. زندگی خیلی چیزها به من یاد داد. یاد که یه دختر نوزده ساله با یه شغل مردونه، شاید درآمد داشته باشه، شاید به استقلال نزدیک شه، اما روحش رو ویرون میکنه. یاد داد که نوجوونی باید نوجوونی باشه و جوونی، جوونی. دخترونگی باید دخترونگی باشه و آرامش باشه و احترام باشه و لطافت باشه و همه ی خوبیا.

زندگی یاد داد، اما فقط یاد داد. هرگز عمل نکرد.

اما من، خودم، تنهای تنها، یک تنه، مردونه ی مردونه، به زندگی یاد میدم که چطور میشه یه زندگی ساخت.

بهش یاد میدم امید فقط یه روزنه ی نور نیست. که تمام رسیدن به اهداف و آرزوهاست.

بهش یاد میدم که میشه ساخت. میشه پل زد. میشه نو شد.. حتی اگر پشتی نباشه. تکیه گاهی نباشه. حتی اگر کلی نامردی و نامرادی باشه.

یه روزی آدما آرزو میکنن که زمان به عقب برگرده... شاید روزی که دیر شده باشه و نشه کاری از پیش برد.

یه زخمایی هستن که هیچوقت کهنه نمیشن و هرگز التیام پیدا نمیکنن.. یه شکافایی هستن، به عمق دل و غرور شکسته، که هرگز پر نمیشن.

اما کنار همه ی اینا، یه دونه ی انار هست توی دل من، که به نور امید میدرخشه

پ.ن: دلم میخواست بگم من افسرده نیستم. فقط زیادی تو فکر گذشته و حال و آینده ام. زیادی تو ساختن گیر کردم. فکر ساختنم. فکر مرد بودنم. اما سکوت کردم. آخه دکتره دیگه... من هرچی ام که میگفتم، اون درک نمیکرد..

/ 12 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
negin

ghorbune hameye in mardunegit! hamechi dorost mishe azize man,hamechi.to bishak mituni,va layeghe hameye chizhaye khubi

شکیبا

کلا زندگی کردن سخته اگر بخوای درست زندگی کنی

ایلیا

کنار همه ی اینایی که گفتی یه انار درسته و رسیده و ترک خورده هست توی دلت که به همه نور امید میتابونه. [گل] سلام و درود تا دلت به لحن مرغکان ، اسیر می شود ناگهان هوا چقدر دلپذیر می شود با افتخار دعوتید به نقد و خوانش غزل "هدهد".

علیرضا

سلام استاد استاد خیلی پست سنگینی بود خیلی

ایلیا

تقدیم به همه ی ارغوانیهایی که دانه های دلشان پیداست : https://encrypted-tbn3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQZllrcUs_ixf_HSp7Veh6_jwZO9ua1PxYJ0dBgLM_Dm5-rMipY

نگین

من رو یاد خودم انداختی زمانی رو یادم میاد که گیسوهام رو قد بال های کفشدوزک کوتاه کردم یاد زمانی که بغض ام رو آغوشم رو پنهون کردم که بگن عجب دختری خودش یه پا مردِ برا خودش دیـــــــــــــر اما فهمیدم زن بودن بیشتر بهم میاد، دوست داشتنی تر میشم دیــــــــــــــر اما بالاخره فهمیدم چه لذتی داره وقتی همسر باشی، مادر باشی...

m.rad

امید تنها یه روزنه نیست . که تمام رسیدن به اهداف و آرزوهاست . خدا قوت و سلام . متن پروفایلتون زیبا ست . زیباتر از قبل... خوبه که حرفای دلتون رو اینطور راحت بیان میکنید. چراغ راه میشه یه روزی... پاینده باشی دختر ارغوانی عزیز [گل]

َAhmad

تنهایی واسه من یعنی بودن کنار کسایی که درکت نمی کنن ببخشید میدونم خیلی به پستتون ربطی نداشت ولی به ذهنم رسید

khodai

مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد روح زندگی را برای خویش نگه می دارد . . . تنهایی نامِ دیگر پاییز است هرچه عمیق‌تر برگ‌ریزانِ خاطره‌هات بیش‌تر . . .[گل][قلب]