رمضان

باز هم آمدی... و من دوستت دارم و سالهاست، به تلخی خاطراتم، گفته ام که آمدن ماهت مرا شاد نکرده، اما...

خودت میدانی که هربار می آیی دوستت دارم و تمام که میشوی، با همه ی نوری که داده ای میروی، به این امید که باز می آیی و باز می آیی و باز می آیی...

و من که سرشار تیرگی ام، و من که سرشار تمام اشتباهات دانسته ام و من که سرشار تمامِ این زندگی سنگینم، هر بار که می آیی اراده میکنم که خود را بتکانم از این ظلمت و هر سال، به قَدرت که میرسد، به بزرگیِ قدرِ خداوندی خدای واحدم، توبه میکنم و رحمتت را میخواهم و شاید به امید همین رحمت است که با همه ی تلاشم برای خوب بودن و چون تو پاک بودن، باز تیره میشوم و آب میشوم و فرو میریزم.

رمضانم. ماهم. ماه مهربانم، باز آمدی و من اینبار میخواهم که آب شوم و فروبریزم از تمام گناهانی که شرمسارم نکردند. اما میدانم که میبخشی و این دانستگی به امید مهربانی تو در دلم ریشه دوانده است.

رمضانم. ماهم. آمدنت بر خودت که بهترینی مبارک باشد و بر همه و بر من که خاکستری ام.

/ 6 نظر / 7 بازدید
پرهام

شاد نمیکنه .. ولی حس خوب داره .. ح س خ و ب !

علیرضا

ما هواداران و خوانندگان این وبلاگ گیج شدیم که آیا شما ارغوانی هستی یا خاکستری؟

shadows

ماه رمضان مبارک [گل] به برکت این ماه ارغوانتر از همیشه بشی [گل]

مونا

ارغوانی جونم ایشالا که هممون از توی این ماه با دست پر بریم بیرون [قلب] . ایشالا به برکت این ماه دلت پر از شادی بشه و دور و برت و هم برای خودت کلی اتفاقای خوب و شیرین بیوفته .

m.rad

خوشحالم که نوشته هاتون رو می خونم[گل]