این نیز میگذرد...

من هی جواب سر بالا میدهم و شوخی میکنم و میخندم، که بگذریم... بگذریم از حرف های جدی... دریغ از اینکه نمیدانند تمام این به ظاهر لودگی ها، جدّیِ جدیست!

فقط قبل تر ها من وقتی جدی بودم، خیلی جدی بودم! و حالا وقتی جدی ام، بی خیال تر جلوه میکنم. آدمها عوض میشوند دیگر...

یادم است وقتی هفده ساله بودم، با خودم عهد کردم هرگز تغییر نکنم. آن روزها دنیای افکارم را خیلی دوست داشتم. آن روزهایی که سوار بر بال کفشدوزک های خیالم، به همه ی آرزوهای کوچک و بزرگم میرسیدم و خودم را جایی نمیدیدم، مگر بالای ابرها...

در نوزده سالگی برخلاف مقاومت محکمم، کاملاََ تغیر را حس میکردم و عمیقاََ درک کردم که اصلاََ تغییر ناپذیر بودن امریست محال!

بیست و یک سالگی را دوست داشتم. انگار همانی بودم که میخواستم... هدف ها، آرمان و آرزوها، افکار... همه چیز جهت گرفته بود و امید میرفت به ثبات برسد. اما این جهشِ دو سالانه ی افکار، باز هم به من وفا نکرد و عوض شد...

میگویند عوض شده ای... خیلی محسوس.

خودم هم احساسش میکنم. اما روزهایی که کانونِ یک دایره بودی کجا و روزهای نقطه چین بودنت کجا؟... نقطه چین بودن آدم را عوض میکند. قبول دارید؟

ناخودآگاه میبینی چیزی شده ای که همیشه ترسش را داشتی؛

پررنگ های زندگی ات، روزمرّگی میشوند و آن سبک ترها، تمام سنگینیِ باری هستند که به دوش میکشی...

به من حق بدهید. گاهی آدم بغضش میگیرد وقتی روزگاری پرواز کرده و حالا حس پرنده ای را دارد که بال هایش سوخته است.

عمری را دویده ای و حالا احساسِ حشره ای را داری که در یک ظرف کوچکِ پر از آدامسِ جوییده شده در گرما محبوس است و هرچه دست و پا میزند، بیشتر اسیر میشود. هر دست و هر پایی به جایی وصل است و دستِ آخر قفل میشوی میان این همه چسبندگی و جان میدهی...

البته نباید فکر کنید که مضمون این نوشته رو به نا امیدی میرود... من کلاََ انسان امیدواری هستم.

راستش امروز هم آمدم که غصه ی این تغییرات تازه و احساسات ناخوشایند را بخورم، که یک نفر انگار از درون به مغزم لگدی زد و با صدایی آمیخته به طنز گفت: بیخیال... این نیز میگذرد...

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلین

ما آدما موجودات عجیبی هستیم... دیروز دوس داشتیم همونجوری که هستیم بمونیم...امروز ازینکه همون دیروزی نیستیم نارحتیم! فردا عاشق اینیم که فرداهامون مث امروزمون نباشه... شرایط طرز فکر مارو عوض میکنه تا در نهایت از زندگیمون متنفر نباشیم!

ttk

... (محض ارادت به نویسنده) [گل]

کریم

خب میدونی چیه هر روز جامعه داره عوض میشه نمیشه ادم بگه من میخوام همه عمرم یه جور باشم باید با مردم و جامعه هماهنگ شد تا خللی در زندگی آدم بوجود نیاد گذشته و افکار گذشته آدما هم میشه خاطره ماندگار

m.rad

این نیز بگذرد.مطمئن باش...[لبخند]

علی

سلام بر دختر ارغوانی[گل] معلومه در حال تکاملی! انسانهای موفق ؛ انسانهایی هستند ؛ که همواره در مسیر شدن هستند! شما هم باید برای آنکه از پیله خارج شوی و پرواز کنی قدری زجر و درد و زحمت را تحمل کنی[متفکر] برات آرزوی موفقیت دارم[خداحافظ]

سامورايي

عوض شدن خوبه و هرازچندگاهي لازمه اما نبايد اين عوض شدن به قيمت از دست دادن دوستان و آشناها باشه. هميشه تغييرات مثبت زندگي رو لذتبخش ميكنه.

پرهام

قبل تر ها من وقتی جدی بودم، خیلی جدی بودم! و حالا وقتی جدی ام، بی خیال تر جلوه میکنم .. ------------------------------------ دوست داشتم : )

shadows

این نیز بگذرد ولی بهتر و در اوج تر , پرنده تا دلش میزنه پرواز میکنه هر بالی که میزنی بیشتر اوج میگیره تن به حقارت حشره بودن نمیده ...تغییر خوبه تا وقتی که دل روحت میزنه تا وقتی که اوج بگیری با هر بال تغییرات , بالتو قلبتو باور کن .....پرواز را بخاطر بسپار پرنده مُردنیست [گل]

reza

متشکر ،نه شغلم ملوانی است و نه طرفدار ملوان انزلی هستم! عکس مربوط به یک کشتی کوچک در ابتدای یک بازار سنتی در شهر مسکو میباشد.