کفشدوزک ها

کفشدوزک ها...

کفشدوزک ها، چقدر دلم برایتان تنگ شده. برای بال های ظریف و زیبایتان.. برای تپه ی کفشدوزک های کودکی ام.. و برای دشت شقایق هایم.

برای خاکی شدن... زمین خوردن... اشک ریختن...

با شما، هیچوقت نترسیدم. حتی زمانی که دسته دسته، ریز و درشت، دوره ام میکردید.

لذت نشستن کفشدوزک ها بر سرانگشت کودکی ام، مزه ای داشت که هیچوقت، هرگز و هرگز، از خاطرم پاک نخواهد شد.

کودکی،.. چه پاک بودی و چه بی آلایش.. چه ماه بودی کودکی ام، اما... چه کوتاه کودکی کردم و انگار، تمام لذت کودکی ام خلاصه شد  در تپه ی کفشدوزک ها و گلها و سه چرخه ی آن روز هایم. و چه زود گذشت... و چه زود شکست... و چه زود تمام شد پنج سالگی.

کودکی ام، تکرار نشو! اما عطر خوشی هایت را، در قلبم باقی گذار.

دوستت دارم!

/ 10 نظر / 19 بازدید
khodai

سلام.. بسیار زیبااااااااااااااااا بود.[گل] ارزوی بهترین هارو برات دارم[گل]

m.rad

سلام کفشدوزک ها یه زیبایی خیره کننده دارن . برخلاف بقیه ی حشر ه ها اصلا ترسناک نیستن وخیلی هم مامانین...شایدم دلیل دوست داشتنتون همین بوده ارغوانی عزیز! شاداب باشیدخانوم[گل][لبخند]

علیرضا

درود و سلام بر استاد قرمز! خوبی استاد؟ باز خوشا به حالت که تا 5 سالگی 5 ساله بودی! البته من هنوز معتقدم همه ی کفشدوزک ها امکان پرواز ندارن با اینکه همه بال دارن

مونا

سلام ارغوانی جونم . خیلی قشنگ بود . ولی من بچگی همیشه از کفش دوزکا می ترسیدم آخه شنیده بودم میره تو دهن آدم و بعش طرف میمیره [خنده] ! برا همین همیشه ازش می ترسیدم . عشق کودکی من یه مرغ بود اسمش هم "مشقی " (moshghi) بود ! باهش عکس هم دارم توی تولدم [زبان]

سامورایی

این نوشته بیشتر، دلتنگی برای حس و حال کودکی‌هایت بود تا برای کفشدوزکها... چه حس خوبی داره این نوشته. یادمه وقتی بچه بودم بسته ی کبریت رو خالی میکردم و کفشدوزکا رو میگرفتم و مینداختم اون تو! اونم کفشدوزکای هفت نقطه‌ای.خیلی دوست داشتنی بودن و هنوز هم هستند! و البته جالبه بدونی در عین این زیبایی و لطافت، در شرایط سخت همنوع خواری هم میکنن و به هیچ فامیلی رحم نمیکنن! به هر حال هرازگاهی یادی از کودکی بکنیم خیلی خوبه!

شکیبا

پنج سالگی!چه جالب!تصور من هم از کودکی،همین سنه با چند تا خاطره ی کوچیک و کوتاه.خوبه که خیلی چیزها تو رویاها تکرار بشه.

مهدی عابدینی

گویند حریم کعبه ، در داشته است از سیزده رجب ، خبر داشته است از شدت اشتیاق دیدار علی ( ع ) دیوارحرم ، شکاف برداشته است ولادت مولی الموحدین ، امام عارفین ، امیر المومنین علی (ع) مبارک باد [گل][گل][گل] اما در باره کودکی و کفشدوزک ها ، هنوز هم می شه ، در تنهائی ها ، کودک شد و کودک بود ، فقط می مونه یه کفشدوزک ناز که اونهم می شه از میادین میوه و تره بار از لابلای سبزی ها پیدا کرد . اما من خودم در کودکی هایم عاشق حلزون بودم و گربه ، که هنوزم گربه ها را دوست دارم . حتی در محل کارمون یه گربه داریم به نام ملوس که تا به حال چهار بار بچه دار شده و بچه هاش بزرگ شدن و رفتن ولی خودش هنوز مانده مث اینکه اونم به ما وابسته شده . یادم نمی ره روزی که ماشین زیرش گرفت ، اونو به دامپزشکی بردیم و گفتند ستون فقراتش خرد شده و ضربه مغزی هم هست کلی هزینه کردیم تا عملش کردند و روزانه سه بار آمپول هایش را ن می زدیم ، الانم هم خوبه خوبه و جالبش اینه که معرفتش از خیلی از آدمها بیشتر است و از دور که کسانی که بهش غذا می دهند را می بینه با سرعت می آید و برایشان بازی در می اورد [گل]

مجید

کاش میشید اگه ک نمیتونیم به کودکیمون برگردیم حداقل بتونیم احساس دوران کودکی رو داشته باشیم...شاداب , سرزنده , بیخیال! , بخشنده و ...

sahat eshgh

کفشدوزک روی انگشت شست گذاشتن بعنی ... گفشدوزک روی باند انگشت شاهد باید به پرواز درآید تا از بزرگی نترسد بلکه از تماشای شاهد لذت را بیاموزد . به من اموخت در تماشا کردن لذتی است که در ...نیسا. بیا