من، بانو گالادریل، ملکه ی لوتلورین

میگویند جمعه ها دلگیرند. راست هم میگویند. شهر که خلوت میشود آدم انگار یک چیزی کم دارد... مینالیم از شلوغی و همهمه اما یک روز که این همهمه در برمان نباشد، دل میگیرد!

دیروز هم جمعه بود. اما جمعه ای که با خیلی از جمعه های این شهر هزار درِ بی پیکر فرق میکرد...

آخر دیروز فرمانروایِ قلمرویی بزرگ، دست در دستِ دختر ارغوانی، مرکز کتابِ شهر شلوغشان را زیر پا گذاشت و میانِ آن یکی دو تا انتشاراتی که بر حسبِ استثناءِ تعطیلی جمعه باز بودند، گشت و بهترینها را برگزید و علائق ارغوانی را که با اشتیاق میان کتاب ها گشت و گذار میکرد، به او هدیه داد.

نمیدانم اصلاً چه قرارداد نا نوشته ای بین روزهای خوب دختر ارغوانی و کافه ها وجود دارد، که هر روزِ خوبی، انتهایش یک فنجان قهوه دارد به طعم شیرینِ "موکا"...

کتابِ "هابیت" را که از دست برادرم گرفتم، یک نگاه به صفحه ی اولش کافی بود تا باز یادم بیاید، که این کتاب ها، این روزها و این خواهر و برادری ها چقدر ارزش دارند؛

" از آراگورن شاه اِله سار، به بانو گالادریل، ملکه ی لوتلورین."محمّد" دوسِت دارم 92/11/04 "

پ.ن: هابیت، از سری کتاب های داستان ارباب حلقه هاست، نوشته ی جی آر.آر. تالکین. و نام های یاد شده، از این مجموعه برآمده اند.

/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هولدن کالفیلد

البته آراگورن و گالادریل توی ارباب حلقه ها هستن ، یحتمل برادر شما ارباب حلقه ها رو دوست داره که اسمها رو از اونجا انتخاب کرده![نیشخند] مبارکه!

سعید

قدر داداشت خیلی بدون خونواده نعمت بزرگیه

کریمتی

من هم به چیز هایی که بهم میدن خیلی علاقه دارم مخصوصا" اینکه اگر بهم ستاره آسمون رو هدیه بدن قشتگیش اینه که به فکر هیچکس نرسیده که میشه ستاره هدیه داد من یه بار کل بازار رو زیر و رو کردم برا بهترین دوستم یه هدیه قشنگ خریدم خب بعد اون به من ستاره آسمون رو هدیه داد کلا" کم آوردم پیشش [خنده]

مهدی عابدینی

سلام ، خوشحالم از این که رابطه یک خواهر و برادر این همه شیرین و دوست داشتنی است و مهم تر این که در این روزگار وانفسا که اکثر مردم این سرزمین افسرده اند و با خودشان قهر و حتی مهرو محبت را از خودشان دریغ می کنند ، واقعا این رابطه زیباست . امید که در همه زندگی همین گونه بمانید ، شیرین و دوست داشتنی ، برایتان خوشبختی آرزو دارم[گل]

علیرضا

سلام و درود فراوان! با اینکه از مجموعه ارباب حلقه ها و امثالهم اصلا خوشم نمیاد اما همین که با داداشت انقدر رابطه ی خوشگلی داری لذت میبرم و البته چه لذتی داره گشتن توی انقلاب و کتابفروشی هاش و ایضا کافه هاش

آمد

خدا برای هم نگه تان دارد .

پرهام

چه دلنشین : ) آرزو می کنم من و خواهرم هم چنین رابطه ای با هم داشته باشیم در آینده ی نزدیک ! شمام دعا کنید :دی

قاصدک

چقدر خوب که با برادرتون چنین رابطه عاطفی و خوبی دارید!! من و برادرم هم با تمام وجود هم رو دوست داریم اماگاهی کارد وپنیریم اساسی[خنده] خوشحالم میشم به روزمرگیهایمن هم سربزنی!! [خجالت]

محمدرضا

چه لزومی دارد برای جزئیات زندگی گریه کنیم وقتی کل زندگی گریه داره