پسران ایرانی بخوانند

لطفاََ یکی بیاید و به من بگوید که غیرت چیست؟!

اصلاََ این سوالی است که دو روز است ذهن مرا مشغول خودش کرده!

کجای آیین ما و کجای فرهنگ ما و کجای قوانین و عرف اجتماع ما نوشته اند که غیرت ابزاریست برای قد علم کردن شما جلوی خواهرها و مادرها و حتی در مواردی دخترهای فامیلتان؟!

کجا نوشته اند که تو حق داری دست در دست دختری، به بده بستان ناز و عشوه و کرشمه بپردازی اما خواهرت نباید؟ چون تو غیرت داری!

دست خوش میگویم به تویی که این حق را در خودت دیدی که با دخترِ دیگران باشی و این حق را ندادی که بیایند و با خواهرت، مثل خودت، (وبه قول خودت) عشق پاک بدهند و عشق آسمانی طلب کنند! که اگر تو هم این کار را نمیکردی، تمام حرف ها و تَشَرها و (به قول خودت) غیرتت را با منت روی دیدگانم میگذاشتم و یقین میکردم که حرفت حق است!

نکند توقع داری باور کنم که با همه فرق میکنی و پسری هستی که میشود به تو صد در صد اطمینان داشت و جز خودت، همه ی پسران این سرزمین گرگند و شکارچیِ دختران بره نمای ساده لوح؟!

خب آن پسری که خواهرت را میخواهد هم راجع به خودش همین فکر را میکند! پسر همسایه مان هم درباره ی خودش چنین فکری دارد! سوپریِ سر خیابانمان هم دارای چنین گمانی است و احتمال قریب به یقین، همه ی پسرانِ این سرزمین راجع به خودشان چنین تفکری دارند!...

یا تو هم دست از سرِ ناموس دیگری بردار و یا میدان بده که دیگری هم با نزدیکانت همراه باشد! اگر منطق غیرتِ تو این است، پس جوابت هم همین باشد!

ببین برادرِ ایرانی، ما هم خوب و بد را میدانیم. مثل تو محرم و نامحرم سرمان میشود. و اگر اعتقاداتمان بیشتر از تو نباشد، کمتر از تو نیست.

عشق آفریده ی پروردگار است و حسی است که خودش در فطرت آدمی نهاده به منظورِ آرامش، بقای بشر، بهتر زیستن و یافتنِ راه کمال...

آقای ح.و! شاید خواهر شما آن نیمه ی گمشده اش را به فرض مثال در دانشگاه و از میان همکلاسی هایش یافته... باید بروی و جد و آباد آن پسر از همه جا بی خبر را بیاوری جلوی چشمش و خواهرت را در دیده ی دیگران کوچک کنی و از آن طرف بروی سرِ قرار و مدارهای خودت؟!

اگر کامل بودی، اگر ذره ای بزرگ بودی و اگر اندکی مردانگی در وجودت زنده بود، امروز دست خواهرت را میگرفتی و در گوشش فلسفه ی عشق را نجوا میکردی... اگر پاکی، برایش از پاکیزگی هایت بگو. دیوار حائلی باش میان عشق و هوس و راه را نشانِ برگِ گُلت بده... "مستند باش" نه "تخیلی"...

حرف من این است آقا! چرا تو به خودت حق میدهی که هر کاری دوست داری انجام دهی و این حق را از نوامیست دریغ میکنی؟! از من نخواه دست به کاری نزنم که تو هرروز بی اِبا آن را انجام میدهی... اصلاََ میدانی؟ من امروز، آیینه ی اعمال و رفتار تو هستم... بیا و الگوی من باش. اصلا بیا و الگوی همه ی ما دخترها باش.

تو معتقدی که پسرانِ دیگر، همه نابابند و بی غیرتند و بی خانواده! و بدان خواهرت هم معتقد است که دختری که امروز به تو لبخند میزند و کوله بارش پر است از حرف های کاغذیِ عاشقانه، صیادی است برای خوش گذرانی در لحظاتی که باید به بطالت بگذرند و تا دلت بخواهد حسابی از کنارت میکَند و میبَرد... (اگر تو راجع به پسرِ دیگری اینگونه فکر میکنی، توقع داشته باش که خواهرت هم به دختران دیگر چنین چشمی داشته باشد)

لطفاََ از امروز غیرتت را بگذار توی جیبت! تیغِ تهمت را کُند کن و منطقی باش. به خواهرت اطمینان کن که ثانیه به ثانیه در زندگی اش حضور داشته ای و نجابت و پاکی اش را با دیده ی دل نظاره کرده ای... به گذشت هایش اطمینان کن. به اشک هایش. به نمازش. به ایمان و خدایش.

"بیا علی گونه مرد باش"

از خودت شروع کن. بگذار من هم یاد بگیرم که در چهارچوب عقل و دل و دین، صحیح قدم بردارم.

و در آخر حرف من با تو یک کلام است: یا همه، یا هیچکس!

 

(برای یکی از دوستانم اتفاقی افتاد که مرا بر این داشت تا در این رسانه ی کوچک به طرح چنین موضوعی بپردازم)

پ.ن:خطاب این نوشته، به یک عده ی خاص است که خودشان میدانند! چون آدم خودش را که نمیتواند گول بزند! و امیدوارم دیگرانی که این مطلب را میخوانند از دخترِ ارغوانی رنجیده خاطر نشوند. من معتقدم سرزمین ما پر است از پسران و دختران پاکی که سرشتشان با نور درهم آمیخته و آشناید با عشق آسمانی و بالنده.

/ 16 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگین آفرینش

گل یادم رفت اینم گلش [گل]

پرویز

سلام حرف حق جواب نداره خداکنه تلنگری باشه برای همه دختروپسرایی که خودشونو خیلی خیلی خیلی ارزون می فروشن!!! به احترام دلنوشته تون سکوت می کنم[گل] دعوتید...

علی

سلام صبح عالی متعالی[گل]

صفا

قشنگ نوشته بودی. از اون نوشته هایی بود که آدم بهش با واسطه فکر میکنه بعد یکدفعه میبینه تو تلوزیون، توی جمع دوستانه، تو یه کتاب که اتفاقی به دست آدم رسیده،...توی یک وبلاگ؛ درباره اش گفته یا نوشته و خیلی بهش می چسبه. کاش اونهایی که باید بخونن و فکریش کنه ببینن...اما من یک چیز رو مطمئنم: تمام خواهرها برای برادرشون عزیزن...خیلی عزیز. البته که نباید با دعوای بیجا خواهرشون و تصمیمش رو کوچیک کنن ولی این رو هم بگم: "خواهر برای برادرش عزیزتر از 99% دخترهاییه که تو خلوت باهاش بده بستان ناز و عشوه می کنه" این دعوا هم بیشتر وقتها از روی محبته. تو(توی نوعی)هم برای برادرت خیلی عزیزی...خیلی خیلی زیاد. شاید خودش روی گل دیگران خش بیاندازد اما حاضر نیست کسی حتی یک روز گل خودش را کمی پژمرده کند. تا پسر نباشی نمی فهمی دوست داری کله همه پسرهایی که 1% ممکنه خواهرت رو اذیت کنن بِکَنی.

مهدی عابدینی

سلام ، به نظر من اون کسی که غیرت بیجا از خودش نشون می ده خودش مشکل دارد ، یعنی خودش گرگی است در لباس میش برای اینکه بهتر متوجه شوید مثالی میزنم ، یک نفر را در نظر بگیرید که خیلی حیز و چشم پاره باشه اونوقت تمام عالم و آدم را حیز و چشم پاره می دونه وقتی وارد آپارتمان می شه تمام پرده ها را می کشه تا هیچ نوری به بیرون درز نکنه چون احساس می کنه همه مثل خودشن و دارن داخل خانه اش را زاغ سیاه می زنن ، یا وقتی با جنس مونث طایفه خود بیرون می ره تماما حواسش به مذکرین جامعه است . چون زمانی که خودش به تنهائی بیرون می ره به تمام خانم ها ، دور از جان تمام بانوان و دختران محترم این سرزمین به چشم ... نگاه می کنه و احساسش اینه که همه مردان به خواهر ، مادر و یا همسرش به همان دید نگاه می کنند فقط می تونم بگم چه آقا و چه خانم اگر دید خود را در زندگی اصلاح کنند دیگران را هم اصلاح شده خواهند دید . یا حق

سمانه

وبلاگ پر محتوایی دارید و معلومه که مطالبتون همه از قلبتون نشات گرفته با اجازه لینکتون کردم[لبخند]

ساره

بیا و اصلا مرد نباش، به جایش کمی انسان باش. کما انسان از درک هر دو گونه ای که هست

علیرضا

استاد اسم اون چیزی که می خوای ما آقایون بذاریم توی جیب غیرت نیست اونی که تو میگی به نظرم اسمش یه حماقته که توی سنین بلوغ معمولا یافت میشه