تازه ها

میگویند بهار فصل نو شدن است. فصل تازه شدن؛

عید که می آید، همه از تازگی و آمدن نشانه های خوب حرف میزنند. و هر فصلی که آمد و رفت، ما کهنه تر شدیم...

اما این سال جدید، عجیب حال و هوایی دارد... من حتی در کودکی هم در تب و تاب لباس نو نبودم، اما دست کم امسال من هم خانه تکانی کرده ام.

یک چیز هست که نسبت به سال جدید در من حس خوبی متولد میکند و آن هم رنگ امسال است! شاید امسال سالِ من باشد که حتی رنگش هم، رنگ من است! از خانواده ی رنگ هایی که من دوستشان دارم و برای اینکه ارادتم را نسبت به آنها نشان بدهم، یک شال به همان رنگ خریده ام که سر کنم و همرنگِ خودم باشم!

امسال اگر دختر ارغوانی را دیدید که از کنارتان گذشت و یک شال بنفشِ ارکیده ای به سر داشت، یقین کنید که نخواسته همرنگِ جماعت باشد، فقط خواسته کمی به خودش نزدیک تر شود!

سالهای زیادی است که از آمدن و رفتن عیدها پشت سر هم میگذرد و من همچون سالهای گذشته، شوق خاصی _دست کم به اندازه ی باقیِ مردم خوبمان_ ندارم.

چند هفته ای بود که دائم به نوروز فکر کردم و تصمیم گرفتم عید امسال را متفاوت کنم!

نمیدانم این چه شور خاصی است که وقتی اراده میکنی، سراسر وجودت را میگیرد و حال و هوایت را عوض میکند... حالا بماند که یکی دو روز است تصمیمم عوض شده و با خودم میگویم "که چی؟!" اما از همین کنکاش و دو دو تا چهار تا کردن ها با خودم، یک درسی گرفتم و فهمیدم که کلاً تحول و خوبی و بدیِ حال و هوا دست خود آدم است! هر حال خوب یا بدی، بسته به اراده ی خودمان در ما حلول میکند و تنها آرزویم در سال جدید، حوّل حالنا است.

روز اول، روز سر زدن به آقاجان و مادرجان است. هنوز هم آقاجان به قوتِ گذشته به همه ی نوه ها عیدی میدهد، و من معتقدم دیگر بزرگ شده ایم برای عیدی گرفتن. آخر عید تا وقتی عید است که کودک باشی و عید بودنش را باورکنی. بزرگ تر که میشویم، عید بالماسکه ای است برای تظاهر به انجام یک سری رسم و رسومات که باید صورت بگیرد! (چقدر خوب میشود که در این مورد با من مخالف باشید. مخالفت شما در این جا، نشان از چیزهای خوب دارد)

اما حقیقتاً بهار را، جدای از نوروز بودنش، عاشقانه دوست دارم و عاشق آن لحظه ای هستم که از زیر درختی با شکوفه های بهاری سفید و صورتی گذر کنم و تمام عطرِ تازگی اش در زمینه ی جانم بنشیند و من را چون خودش تازه ی تازه ی تازه کند.

دوستان خوبِ من که صبورانه میخوانیدم، سال نو با تمام تازگی اش مبارکتان باشد. و برای شما که دوستتان دارم حوّل حالنایی دیگر آرزو میکنم...

این بود آخرین پستِ زمستانی و آخرین پست سال یکهزار و سیصد و نود و دو از دختر ارغوانی

لحظه هایتان سرشار عشق و اشتیاق و شادمانی

/ 13 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکیبا

یه سلام بهاری به ارغوانی عزیزم.واقعا همه چی دست خودمونه،دست فکرمون.ولی یه چیز مرموزی در فکر ما میزید به نام گرایش به گندیدگی و رکود!امیدوارم همه اونو ریشه کن کنن.امسال برای تو ارغوانیه و برای من آبی فیروزه ای.امیدوارم همیشه ته دلت شاد باشه و در کمال رضایت به سر ببری.[قلب]

پرهام

آخر عید تا وقتی عید است که کودک باشی و عید بودنش را باورکنی. بزرگ تر که میشویم، عید بالماسکه ای است برای تظاهر ..... میدونم نا امیدت می کنم .. ولی کاملا موافقم : )

پرهام

کل حرف ها و حس هایی که من دو این دو هفته داشتم .. تقریبا و به نوعی تو حرف هایی که زدی هست .. : )

پرهام

چه دعای خوبی واقعا .. خیلی به درد حال منم میخوره این دعا : ) !! حواسم باشه امسال بیشتر از هر سال دیگه ای روش تمرکز! کنم : ) عید نوروزت مبارک. [گل]

ماه دخت

تبریک سال نو را می گذارم برای اولین پست ت در سال 93! اما احوال این روزهایت حتی اگر کم رنگ شده باشد، مبارک! برایت ذوق کودکانۀ بیشتر آرزو می کنم!

m.rad

عاشق آن لحظه ای هستم که از زیر درختی با شکوفه های بهاری سفید و صورتی گذر کنم و تمام عطرِ تازگی اش در زمینه ی جانم بنشیند و من را چون خودش تازه ی تازه ی تازه کند. یک تفاهم روحی زیبا...[لبخند] شاداب باشید نازنین تا همیشه[گل]

مونا

سلام. چه خوب شد که امسال حال و هوای عید گرفتی . ارغوانی جان خوشحالم که امسال رنگ توست .[ماچ] عیدت مبارک امسال که میری عید دیدنی کلی محو صورت آقا جان و خانوم جان شو ، کلی از گرفتن عیدی لذت ببر ، بازم عیدت مبارک

مهدی عابدینی

نتیجه زندگی ، اموالی نیست که جمع می کنیم بلکه " قلب هائی " است که " جذب " می کنیم . و تو با نوشته هایت ، با افکارت و با سخاوتت قلب های زیادی را مجذوب خود کرده ای ، پس دعا می کنم و امیدوارم سالیان سال در مسیر سبز زندگی همواره صحیح و سلامت باشید . و نوروز این عید باستانی و میراث با ارزش ایرانی را بعدا تبریک می گم ، الان زوده ، هنوز سال تمام نشده [گل]

علیرضا

ارغوآبی سلام با اینکه شدیدا علاقه مندم باهات مخالفت کنم در مورد بالماسکه بودن عید اما به شدت با شما موافقم!!!!!!!!!

سامورايي

"كه چي؟!؟!" اين جمله ي كوتاه ميتونه تمام لحظه‌هاي خوب و خوشي رو كه در انتظارت هستند بر باد بده. بي تفاوتي نسبت به هرچيزي مثل سم مي‌مونه، البته بيشتر در مورد چيزاي خوب بي‌تفاوت باشي خيلي خيلي بده. اما از اينكه مي‌بينم داري بر اين جمله‌ي لعنتي غلبه ميكني خوشحالم و با ديدن سفره‌ي هفت سين زيبايي كه چيدي نشون ميده حال و هواي بهار و سال جديد رو با تمام وجودت حس كردي. اميدوارم بهترين لحظه‌ها رو تجربه كني و حول حالناي خوبي شامل همه‌ي ما بشه. آقا جان و مادر جان نعمتهايي هستند كه بايد قدرشونو دونست. لبخندهايي كه با ديدن نوه‌هاشون روي لباشون ميشونه خيلي ارزشمند و زيباس. متعسفانه با بالماسكه بودن عيد اين سالها باهات موافقم ولي بهار با اومدنش حس تازگي رو توي وجود همه زنده ميكنه، حتا اونايي كه ميگن بهار و عيد مسخره‌س!!! خوب باش و خوب بمان دختر ارغواني بنفش پوش امسال [لبخند]