به: بنیامین بهادری

برای اولین بار، آلبوم جدید بنیامین بهادری را گوش میدهم. هنوز تِرک چهارم تمام نشده و من در حال تایپ کردن حس اکنونم...

بنیامین بهادری، از اول هم متفاوت بود. مثل یک حسی که هم در کلمات، هم در صدا و هم در چهره اش حلول کرده باشد. یک جریانی که در زندگی جاری است! حتی عشقی که غم داشت، حتی میشود گفت غمی شیرین... (این نظر جدایِ از تکنیک و قوت و ضعف اش در موسیقی پاپ است)

میدانید، آدم ها همانی میشوند که جوّ زندگیشان را به آن اساس چیده اند.

هرگز دلم نمیخواست از دست دادن را تجربه کنید... میدانم! ترس دارد، غم دارد، شعله در پسِ شعله دارد...

طرفدار هیچ خواننده ای نیستم. بنیامین بهادری را نمیشناسم! همه ی آهنگ هایش را هم دوست نداشته ام! اما، درگیر غمش شده ام. اصلاً من درگیر همه ی آدم ها هستم و برای همین، امروز به او به چشم یک هم وطن، و نه یک خواننده، میگویم دلم گرفت از غمت...

حق داری اگر تا آخرش هم کمر راست نکنی. آخر شنیده ام آدم ها، فقط یک نیمه ی گمشده دارند و اگر پیدایش کردی...

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی روغنی

غمت در نهانخانه ی دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند به دنبال محمل چنان زار و گریم که از گریه ام ناقه در گل نشیند مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند بنازم به بزم محبت ؛ که آنجا گدایی؛ به شاهی ؛ مقابل نشیند خلد گر به پای خاری آسان برآید چه سازم به خاری که بر دل نشیند طبیب اصفهانی [گل][گل][گل]

khodai

سلاااام نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است حیف باشد که ز کار همه غافل باشی نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف گر شب و روز در این قصه مشکل باشی گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی.... حافظ[گل]

shadows

اوصولا ما مردمی هستیم که غم بصورت اپیدمی بینمون شیوع پیدا میکنه ولی شادیها تو غشاء خودمون میمونه .... نمیدونم چرا هر جا سر میزنم همه یه غمی دارن [خنثی] یا دنبال یه غمی میگردن [خنثی] خدا رحمتش کنه [خنثی]

مهدی

دیروز داشتم کتاب ضیافت افلاطون رو می خوندم که اتفاقاً اونجا هم به بخشی رسیده که در مود نیمه گمشده است، گزیده ای از اون بخش: ... پس بین هر یک از نیمه ها، همیشه دوستی ای صادق و همدمی مخلص و ناب و خوش و خرسند برقرار است، بدان گونه که بر وفق طبیعت و مراد او باشد. و هرگاه که به نیم دیگر خود بپیوندد سابقه محبت و عشق و رابطه ی اشتیاق و احتیاج و نیاز به اجتماع آنچنان در آنها پدید می آید که با همدیگر پیوسته می گردند. به طوری که هر کدام از آنها، حتی تحمل یک لحظه جدایی از دیگری را پذیرا نمی شوند و در اینجاست که این پیوستگان هر کدام حیات و هستی خویش را با رغبتی هر چه تمام تر، در طلب هدف و مقصودی که خود نمی دانند چیست به دیگری می سپارند... از دست دادن نیمه گمشده واقعا غم بزرگیه

abiine

تا این پست رو خوندم غمگین بودم دلم همدلیت رو خواست! ولی حسود نیستما!دلم برای مهربونی تو رفت...

سامورایی

به تنهایی گرفتارند مشتی بی پناه اینجا مسافرخانه‌ی درد است یا تبعیدگاه اینجا؟!؟!

m.rad

سلام بنیامین خواننده ی خوبیه . میشه گاهی کارهاش رو شنید اما نه همیشه[گل]

خاتون

خدا بهش صبر بده.روح همسرش شاد.[گل]