قرار است که بیایی

صدای اذان می آید

من به یاد سهرابم؛

که بیاید و بگوید، کجاست آن خدایی که در این نزدیکیست؟
او را بیابد و بگوید که اگر حوصله داشت، بیاید و به خانه ی من هم سری بزند.

همین خانه که همه ی چراغ هایش خاموش است و تنها چراغ خواب ارغوانی اتاقِ دختری گوشه اش را روشن نگه میدارد.

همین خانه که در آن، دیوار به دیوار من برادری خوابیده و در نزدیکی ام مادری که باید بیدار شود برای نماز و دل آماده کند برای روزه ی مستحبی امروز که نذر فرزندش کرده است.

نمیدانم اذانِ چه کسی است...

اما باز به گوشم موذن زاده می آید.. مثل دیروز که ساعت ها، بی وقت و بی وقفه اذان موذن زاده به گوشم میرسید

میبینی سهراب؟

موذن زاده هم از آن عالم پیامی دارد، که خدا هست... حتی اگر این نزدیکی ها نباشد.

حتی اگر به جای خودش دائم پیغام هایش را بفرستد..

من هر روز منتظر پستچی مینشینم لب پله ی اول، جلوی در کوچه، با کارت ملی و یک خودکار که اگر پستچی هم قلم نداشت، من دفترش را بی هراس امضا کنم و باز با لبخند به آقای پستچی بگویم: سلام مرا به خدا برسانید.

بعد با چاقوی دسته سفید میوه خوری، گوشه ی پاکت را تمیز باز میکنم که پیغام داخل پاکت آسیب نبیند.

اگر دوست داشتید شما هم بیایید،

من هفت روز هفته را، کتاب سهراب در دست، جلوی این در آهنی منتظر نشسته ام

همه ی نامه هایش را آرشیو میکنم، تا روزی که خودش بیاید...

... من منتظر خود خدا هستم سهراب

ذخیره شده در 16 خرداد 93 حدود ساعت 04:05 بامداد

/ 9 نظر / 11 بازدید
ن . مقدم فر

من هم مي آيم كنار تو روي پله ها مي نشينم بي نظير مي نويسي دختر ارغواني از كامنت دلنشينت هم ممنون

مونا

سلام ارغوانی جانم . مثل همیشه زیبا بود . به قول سهراب "مادری دارم ، بهتر از برگ درخت دوستانی ، بهتر از آب روان و خدایی که در این نزدیکی است... http://islamicartdb.com/wp-content/uploads/2013/08/habl-al-wareed.jpg

علیرضا

سلام سلام سلام من مخالفم![نیشخند][نیشخند][نیشخند] استاد کبیر ارغوانی بزرگ مثل همیشه زیبا بود و مثل همیشه بارها و بارها می خونم و لذت می برم

negin

cheghaaaadr hese khubi dasht! aliii bud,az aval ta akharesh lezat bordam.merci baraye neveshtanesh

سامورایی

به قول سهراب: بهترین چیز رسیدن به نگاهی‌ست که از حادثه‌ی عشق تر است... اینکه هرروز منتظر خدا هستی خیلی خوبه، اما شاید خدا هرروز از جلوی همون در آهنی رد میشه و سلام میکنه و بهت لبخند میزنه و تو فکر نمیکنی که اون ممکنه همون خدایی باشه که منتظرشی...

شکیبا

از وقتی فیلم سر به مهر رو دیدم،خیلی از نماز خوندن و وقت نماز،لذت می برم.با این که مثل همیشه حواسم پرت میشه ولی حس خوبیه.دوستش دارم،خیلی.

رها

چقدر زیبا بر دل نشست..[قلب] بسیار هم عالی[دست]