احساس خوب رویاها

پست حادثه در حادثه آب میشود را که نوشتم، احساس عمیقِ آب شدن داشتم! اما همیشه سعیم را میکنم برای محکم بودن...

دوست خوب ما سامورایی، پاسخی به این پست داد، که انگار جوابیه ای بود به آن یأسِ دلگیر. این امید را دوست داشتم. نظر را خصوصی کردم و این نوشته ی خیلی خوب، به اشتراک گذاشته میشود برای شما؛

.

.

 . لحظه ها سرشار از حادثه هستند. نفس میکشیم، فکر میکنیم، خواب میبینیم، دوست میداریم... این حادثه ها تکرار میشوند و ما بی خبریم. بی خبر از لحظاتی که میگذرند بی آنکه نقشی در آنها داشته باشیم. حادثه ها در ما رخ میدهند، در درون ما و این ماییم که آب میشویم...

از یک حادثه تا حادثه ی بعدی تنها یک قدم فاصله است، تنها یک نفس. این وسط تنها چیزی که به دادمان میرسد، رویاهایمان است. رویا دیگر آب نمیشود، میماند. آنقدر میماند که روحم را لبریز از دلخوشی میکند، میچسبم به رویاهایم، آرزوهایم.

حادثه ها هرچند هم که زیاد باشند، به پای رویاهایم نمیرسند. حتی اگر تمام وجودم را آب کنند، سلول به سلولم را بجوند، اما من رویایی دارم و این همان معجزه است!

/ 5 نظر / 9 بازدید
سامورايي

روزگارت، سرشار از حادثه‌هاي رنگارنگ و زيبا

شکیبا

سلام ارغوانی عزیزم.خوبی؟چقدر نوشته هات شبیه فکرهای منه!وقتایی که آدم زندگیشو حسابرسی میکنه.همه ی حرفها زده شده.هر چیزی بگم شعار میشه.امیدوارم تو هر لحظه زندگیمون،نقشی داشته باشیم.

سامورایی

امروز داشتم كتاب "ضد" فاضل رو ميخوندم كه به اين بيت برخوردم و ياد اين پست افتادم: چشم‌انتظار حادثه‌اي ناگهان مباش با مرگ زندگي كن و با زندگي بمير...

پرهام

گزینه ی میپسندمش کو ؟ : )

رها

بسیار عمیق و زیبا [دست]