اما همیشگی تویی...

در این دنیا، بامن

دختران تازه بالغ نو فکر

کنار رودی درگذر، در هیاهو و خیالند...

و چه خیالیست، خیال خالی و خام خمیازه های عاطفی شان؛

تمام دخترکان تیره ی خیالم را، تک به تک، توی گودالی از حراست، سنگسار میکنم!

سنگسار میکنم عاطفه ها را

سنگسار میکنم خرده پاره های اشعار دروغ را

سنگسار میکنم پاکت نامه را و تمام صندوق های پست را

و همه ی پیغام ها، پیام ها و اشاره ها را

من به فتوای دلم، حکم ارتداد داده ام به دلهاشان

و به حکم دل، سنگسار میکنم هرآنچه خیال است

خیال و خیال و... خیال

/ 5 نظر / 17 بازدید
علیرضا

می فهمم صندوق های پست را و پیغام ها و پیام ها را و سنگسار کردن را

مونا

ولی گاهی همین خیااااااااااااااااااااال باید سنگسار بشه و گرنه هیچ جوری جلوش رو نمی شه گرفت [خنثی]

m.rad

چشمهایت را ببند ، در دلت با خدا سخن بگو ، به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو ؛ هرچه میخواهی بگو ، او میشنود … شاید بخواهی تورا ببخشد ، با آرزویی داری ، شاید دعایی برای عزیزی بگو میشنود . . .

نیم زن

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رویکرد نوشته هات عوض شده. قشنگه.. و کلی حرف پخته تو دلشه!