دیده ام را باز کردم، تا بدانی زنده ام

یه وقتایی آدما انقدر که هستن، انقدر که همراهی میکنن، انقدر که هستن و بودنشون استمرار داره، این "بودن" ها، این "همراهی" ها،  این "آغوش" ها و این "حضور" ، توی همهمه ی بودنِ همه ی بودنی ها گم میشه و دیگه به چشم نمیاد.

فقط کافیه که لحظه ای نباشی و اونوقت...

/ 9 نظر / 9 بازدید
مهدی

سلام با آرزوی بهترین هابرای شما

محسن

اگر زیاد باشی خسته می شوند همانهایی که اگر نباشی می گویند بی معرفتی

یک ذهن پریشان

آره همینطوره :(

مونا

سلام ارغوانی جان . انگار این حالت توی اغلب آدم ها هست. اینکه تا وقتی عزیزانمون هستن قدرشون رو نمی دونیم حتی گاهی از این همه بودنشون خسته میشیم!

مه.دی.تی.کی

تنها برداشتی که میتونم از این جملات زیبا بگم ادراک بالا، بزرگی روح و پاکی قلب نویسنده ی اونه [گل]

پرچین خاطره

سلام؛ خیلی لذت بردم از این نوشته؛ یه جوری با حال این روزای من خیلی هماهنگ بود[رویا]