غایت

ما از دو تا دنیا می آییم شبیه به هم

دنیاهایی با آدم هایی که شبیه هم نبودند. اما قصه انگار یکی بود.

حالا وارد دنیایی شده ایم که مایش، همان من و اوی دنیای مبداء ایم. اما قصه، قصه ی دیگری است...

/ 10 نظر / 16 بازدید

[لبخند]!

مونا

إن شاالله دلها یکی بشود

ایلیا

همینکه با هم می آیید خوب است. متفاوت بودن قصه ها یا یکی بودن آنها ، خار و خسی در مسیر مشترک بوجود نمیاره. مهم این باهم بودنه ست. همین دوست داشتنی که باعث همراهی میشه. همینه که حتی میتونه کوه های واقع شده در مسیر رو هم پشت سر بذاره. بهترین آرزوها رو برات دارم [بغل]

مهربانی

سلام پيري را گفت:چطور جوان بمانم؟گفت:حرف دلت را به كسي بگو ك دوستش داري و دوستت دارد گفت : پس چرا من زود پيرشدم؟گفت : حرفت را به كسي گفتي كه دوستش داشتي و دوستت نداشت

ابراهیم

سلام تشکر ممنونم ان شاءالله.[گل]منم واست آرزوی موفقیت میکنم.[گل]

سامورایی

قصه، همان قصه‌ی آدم و حواست...

علیرضا

درود بر استاد ضمن مووافقت با این متن یه مخالفتی هم میکنم که از اصلم دور نمونده باشم!! قصه های شکل هم؟ هر دوتاش رو بنویس