. . .

من آمده بودم... با همه ی داشته هایم...

با نگاه سرشار از عشق مادرم.. و دست های مهربانش

با قلبی که میتپد. و دست هایم. و چشم هایم. و پاهایم.

من آمده بودم با همه ی داشته هایم و او... آمده بود با نداشته هایش.

مستجابش کن...

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شعیب

سلام خدایا تمام دلهره ام از این پرسش است که آنروز که نزد تو بازمی‌گردم موجودی حسابم در بانک رحمت شما چقدر است؟آخر شمار آن گناهانم را که وکالت تمام دارند برای برداشت موجودی‌ام نمی‌دانم

نیم زن

آمیییییییین.

چند نقطه!

آمین. کاش بشنود که می شنود! کاش مستجاب کند... که خواهد کرد.

وحید۵۳

آمده بودم تا تو بیایی و ظهور عشق در دل ...

مونا

آمین یا رب العالمین

آبینه

آمین...

محمدرضا

با سلام وعرض ادب وعذرخواهی ازخدمت دوستان –به دلیل مراسمات شب احیا منزل نبودم وامکان دسترسی به اینترنت نداشتم ونتونستم جواب پیام های گوهر بارتون را بدم وامشب تازه اومدم شرمنده از تاخیر در جوابم ؛امیدوارم منو ببخشید-براتون ارزوی موفقیت می کنم-موفق باشید

shadows

آمین[گل]

محسن

همه دعا کردند برای آمدن باران اما خدا با کودکی بود که چکمه هایش پاره بود