این نیز میگذرد... - دختر ارغوانی

دختر ارغوانی
ورود شما به دختر ارغوانی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علیرضا
تبلیغات


من هی جواب سر بالا میدهم و شوخی میکنم و میخندم، که بگذریم... بگذریم از حرف های جدی... دریغ از اینکه نمیدانند تمام این به ظاهر لودگی ها، جدّیِ جدیست!

فقط قبل تر ها من وقتی جدی بودم، خیلی جدی بودم! و حالا وقتی جدی ام، بی خیال تر جلوه میکنم. آدمها عوض میشوند دیگر...

یادم است وقتی هفده ساله بودم، با خودم عهد کردم هرگز تغییر نکنم. آن روزها دنیای افکارم را خیلی دوست داشتم. آن روزهایی که سوار بر بال کفشدوزک های خیالم، به همه ی آرزوهای کوچک و بزرگم میرسیدم و خودم را جایی نمیدیدم، مگر بالای ابرها...

در نوزده سالگی برخلاف مقاومت محکمم، کاملاََ تغیر را حس میکردم و عمیقاََ درک کردم که اصلاََ تغییر ناپذیر بودن امریست محال!

بیست و یک سالگی را دوست داشتم. انگار همانی بودم که میخواستم... هدف ها، آرمان و آرزوها، افکار... همه چیز جهت گرفته بود و امید میرفت به ثبات برسد. اما این جهشِ دو سالانه ی افکار، باز هم به من وفا نکرد و عوض شد...

میگویند عوض شده ای... خیلی محسوس.

خودم هم احساسش میکنم. اما روزهایی که کانونِ یک دایره بودی کجا و روزهای نقطه چین بودنت کجا؟... نقطه چین بودن آدم را عوض میکند. قبول دارید؟

ناخودآگاه میبینی چیزی شده ای که همیشه ترسش را داشتی؛

پررنگ های زندگی ات، روزمرّگی میشوند و آن سبک ترها، تمام سنگینیِ باری هستند که به دوش میکشی...

به من حق بدهید. گاهی آدم بغضش میگیرد وقتی روزگاری پرواز کرده و حالا حس پرنده ای را دارد که بال هایش سوخته است.

عمری را دویده ای و حالا احساسِ حشره ای را داری که در یک ظرف کوچکِ پر از آدامسِ جوییده شده در گرما محبوس است و هرچه دست و پا میزند، بیشتر اسیر میشود. هر دست و هر پایی به جایی وصل است و دستِ آخر قفل میشوی میان این همه چسبندگی و جان میدهی...

البته نباید فکر کنید که مضمون این نوشته رو به نا امیدی میرود... من کلاََ انسان امیدواری هستم.

راستش امروز هم آمدم که غصه ی این تغییرات تازه و احساسات ناخوشایند را بخورم، که یک نفر انگار از درون به مغزم لگدی زد و با صدایی آمیخته به طنز گفت: بیخیال... این نیز میگذرد...

[ ٢ دی ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ] [ دختر ارغوانی ]
پيوندهای روزانه
امکانات وب