و عمر شیشه ی عطر است، پس نمیماند (پست موقت) - دختر ارغوانی

دختر ارغوانی
ورود شما به دختر ارغوانی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علیرضا
تبلیغات


در این چند روز به او اندیشیدم.

به تمام حسرت هایش... کارهای نیمه تمامش... علائقش... ترس هایش... آرزوهایش...

اهدافی که برایشان تلاش کرد و هرگز به آنها نرسید.

به همه ی ترس هایی اندیشیدم که اگر شبی را به صبح نرساندم، به روحم هجوم می آورد.. همه ی کارهای نیمه تمامی که فکرم پیششان خواهد ماند و...

مهرداد کندرودی گرافیست بود. هم دانشگاهی من. و هم دانشگاهی فعال و خلاق من. خیلی ها میشناسندش. خیلی ها هم نه... از ورکشاپ بیداری اسلامی به این طرف میشناسمش. اثرش رتبه آورده بود و حتی جایزه اش را هم مثل عمرش نصفه و نیمه دادند...

عکسش به آن کیف رنگی رنگی و تیشرتی می آید که کاریکاتور خودش را روی آن چاپ کرده بود. و نه به آن روبان مشکی و گلایل و خرمای روی میز.

امشب میخواهم آنقدر به مادرم نگاه کنم، که اگر صبح آمد اما عمر من به آن نرسید، دلم برای این صورت سفید و موهای طلایی تنگ نشود.. این تنها کاریست که میشود انجام داد. وگرنه، اگر جانی ناگهانی از دست رود، تمام آن حسرت ها، آرزوها، اهداف و کارهای نیمه تمام، بر آن دل خواهد ماند...

شب را سحر نکرد مهرداد.

جانش که رفت... روحش شاد باشد

[ ٢٦ فروردین ۱۳٩۳ ] [ ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ ] [ دختر ارغوانی ]
پيوندهای روزانه
امکانات وب