حادثه در حادثه آب میشود - دختر ارغوانی

دختر ارغوانی
ورود شما به دختر ارغوانی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علیرضا
تبلیغات


دیوارها دارند آب میشوند... بی شک، حادثه ای در راه است.

دیوار، پیش رویم، کنار تن غروبی ارغوانی آب میشود... ساعت آب میشود. همهمه ی جنگی در راه است در این وجود.

سال رو به پایان است و حجم حادثه ای سرد، در انفجاری، به دیوارِ شمع شده میپاشد.

هر وجه اتاق به قدری به این مغز کهنه نزدیک میشود، چون فشار شب اول قبری، گناهکاری را...

خسته است. تیره شده. تیره و تکیده.

اینجا جای تو نیست. جای تو روی تختی از بلور و الماس است... تاج بگذار بر سرت. تاجی از برگ های طلاییِ پاییز. و چه شکوهی... آن تاج طلایی و آن ردای ارغوانی که آب میشود... با چه شکوهی آب میشود...

از سقف، بارانی روان است. باران نیست، نه! اسیدی است از حادثه ای.

ساعت آب شد. بعد کلاغ و بعد زیر پایم، ذره ذره...

فریادی خفته به خاموشی میخواند صدای روز را. چه حبس ابدی نهفته در این ذوب شدن...

گوشه ها را چنگ میزنی با هراس. گوشه ها وهم اند، رها کن! دیگر نمیشود؛

"این اتاق درگیر حادثه ی ذوب شدن است"

دیوار آب میشود. ساعت آب میشود. کلاغ آب میشود. مترسک و پنجره هم...

این اتاق هر روز و هر شب، حادثه در حادثه آب میشود. و تو همچون اصحابِ پیامبری اولوالعظم، در انتظار معجزه ای.

پ.ن: میتوانید فکر کنید که این نوشته یک تصویرسازیِ سوررئالیستی است! (اما نیست!!!)

[ ٢ اسفند ۱۳٩٢ ] [ ۸:۱٩ ‎ب.ظ ] [ دختر ارغوانی ]
پيوندهای روزانه
امکانات وب