دل و جانم به تو مشغول و ... - دختر ارغوانی

دختر ارغوانی
ورود شما به دختر ارغوانی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علیرضا
تبلیغات


اینکه شاعر گفته " دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست ، تا ندانند حریفان که تو منظور منی " دقیقاً منظورش چی بوده؟

آیا شاعر دور از جون شریفش چشم چران بوده؟!.. آیا انقدری جرأت نداشته که به رقبا بگه منظورش دقیقاً با منظور اونا مشترکه؟!.. آیا رقبا به قدری شاخ بودن که ازشون کم میاورده و جرأت بروز احساساتش رو نداشته؟..

آیا برای دست گرمی یار محبوب رو میخواسته و همزمان چند نفر دیگه رو مدیریت میکرده و میخواسته اونا بو نبرن، تا نتونن یقه اش رو سرش بکشن؟!

آیا شاعر چی؟! هان؟! چرا نباید مثل شیر وایسته و بگه فلانی محبوب منه! حق منه! سهم منه!... فقط شاعر نگه این چرخش چشمش به چپ و راست از حُجب و حیاشه که با کف گرگی...!!!

من در جایگاهی نیستم که بخوام آقای شاعر بزرگ رو نصیحت کنم!  اما خواهرانه یک عرضی داشتم به حضور شریفشون! اونم اینه که، جناب شاعر بزرگوار، شما دیده ی خویش رو حفظ کنی بهترین کار رو کردی. خیر دنیا و آخرت و نجابت و پاکدامنیش که بماند.. دست کم نگاهت رو که حفظ کنی، یار محبوبت دلش قرص میشه.

حفظ نگاه مردونگیه. پاکیه. خودش اعتراف به عشقه. حتی اگر نگی که دل و جانت مشغول محبوبته... مگه میشه حرف دل مردی رو که تا ته شهر نگاهش خیره به بانوان چپ و راسته به دل نِشوند؟! باورکن نمیشه..

اصلاً گیرم که شد! محبوبم باور کرد. گفت که عشقت رو قبول داره و میدونه این نگاها پشتش هیچ قصد و غرض خاصی نیست.. اما باور کن تا ته دنیا، چشمای نگرانش دنبال حقیقت عشق تو، توی نگاه گردونِت به چپ و راسته... محو رنگ قرمز مو و شال زرد جیغ و لات بازیای پسرونه ی دخترای پسر نمای بدون شال و روسری.. محو ناباوری..

یار که ناباور باشه، یار که دلش بلرزه، یار که بی اعتماد و نگران بشه، دنیا برات با این رنگ و لعابای عروسکای مصنوعی شهر، ارزش داره؟

بیایم نگاهمون رو حفظ کنیم. بدی جامعه و خرابی جو، فقط بهانه است.

پ.ن1: خانم بد حجاب _که نه!_ کلهم بی حجاب! شما خودت رو مدیون من و تمام زن ها و دخترهای شهر و کشورت میکنی. و من به گردنت حق دارم، چون هرگز کاری رو که تو با زندگی من میکنی، من با زندگی تو نمیکنم! تو خیلی وقت ها مدیون همین تحجر منی! خواستم یادآوری کرده باشم.

پ.ن2: راستش من دقیقاً میدونم منظور شاعر بزرگوار سعدی که ارادت خاصی نسبت بهشون دارم از این شعر چیه و ازشون عذر میخوام. من فقط خواستم به این بهونه حرف نگاه رو پیش بکشم.

[ ٤ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٦:۱۸ ‎ب.ظ ] [ دختر ارغوانی ]
پيوندهای روزانه
امکانات وب